تبليغاتX
گذشته های متمایل به حال همچنان!!!
گذشته های متمایل به حال همچنان!!!

خاطرات یک ذهن نا آرام

چند روز استراحت و مرخصی ،بعد قریب به یک سال اصطکاک فرساینده کار می تونه تجدید قوایی باشه برای چون منی که انواع و اقسام تحلیلیات من و تن را تجربه کرده ام.

گستره اش هم بسیار وسیع.در هر حال از اینکه چند روز از محیط اخباری که خردت می کند دور باشی(لا اقل چند روز نه؟)از محیط کار،استرس نداشته باشی،یا لا اقل کمرنگ باشه.و بتونی برای مجالی بسیار کوتاه از این سازه های غول پیکر فولادی فرار کنی.نکته ای قابل تامل می تونه باشه در من من این روزها.......

بدین خاطر است که شاید دنیای مجازی را هم در زمان رهایی و یلگی یه خود واگذارده ام و ساکنینش.

پ ن:روبر مرل را می خوانم و حیوان اندیشمندش

پ ن ۲:پستی خواندم از دوستی ( نامش محفوظ) که حتی در این  لحظات رهاییدن، قطراتی را نیز در چشمانم به رهاییدن نشاند........

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:13 توسط کامی| |
امید و دست یازیدن به فرداهایی بهتر آرزوی هر انسانی می باشد،شاید

مهدی موعودیست که می تواند این ایده ها را تجلی بخش باشد در آیین مسلمانان .

آمدنش را گرامی باید داشت.

در این ظلمات رویت تلالویی در دوردست ها نیز می تواندکمی امیدوارمان کند،

مگر نه؟

 

پ ن:کمترین انگیزه ها نیز می تواند کافی باشد برای کمی.........

پ ن۱:رفیق محمود(عاشق مهدی) ،فعلا خوب بر اسب مراد نشسته ای و می تازی ها............!

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:36 توسط کامی| |

اینکه تو زندگیت حرفهایی داشته باشی واسه گفتن و نتونی بگی و نقابهایی که بیرون تو رو وادار به زدنشون می کنه در حالی که اینا حرف خودت نیست و به عبارت ساده تر تو خود خودت نیستی یه خورده باعث سوختگی در تمام اعضا و جوارح وجودت میشه اونم از نوع درجه سه.

یه عمر باید واسه مردم زندگی کنی،اندامت رو واسه رقصیدن به سازشون آماده کنی ،منعطف باشی وووو

:برای اینکه بگن فلانی وجود داره

دوست؟

کلمه ای که در لابلای استیلای توفنده مدرنیته(آقا جان من چگونه بگویم منزجرم از این کلمه) به لجن کشیده شده

پول داری؟چقدر؟به همان مقدار هم می تونی کسی رو داشته باشی که عنوان دوست رو با خودش به یدک می کشه یا نه چقدر تو جامعه مطرحی؟چه آس هایی واسه رو کردن داری؟صورت زیبا؟هنر؟فیزیک مناسب؟زبانی خوش و معلوماتی بالا؟خوردو 2006 به بالا؟ یا تایمی آزاد و فری که بتونی باشی؟   ………به همون مقدار هم می تونی دوست(!) داشته باشی.خنده داره اما بستگی داره با چه نوع خنده ای نظاره گرش باشی:پوز خند؟زهر خند؟نیشخند؟یا لبخند؟یا نه تبسم………..

هر چه می گذرد بخواهیم یا نخواهیم تنها تر می شویم چه بخواهیم چه نخواهیم(می تونی دفتر تلفن  کاغذی یا موبایلت رو نگاه کنی،چند تا اسم هست که میرن که از یادت محو بشن؟)

گویا همه مثل تک سلولی هایی در امدیم که ملزم به رعایت حق تقدم و تاخر نسبت به اشتراکات(که نیست) می باشیم و لاغیر

می خندیم،اری می خندیم،اما به چه؟

باشد بخندیم

حتی می شود به خود نیز خندید نه؟

یادمان باشد.

یادتان باشد.

………………….

 

 

 

پ ن: لااقل با خود که میتونم رو راست باشم؟      

پ ن۲:چی شد که این طور از هم دور افتادیم؟

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 21:20 توسط کامی| |

شاید این روزها نمی دانیم چه کنیم یا می دانیم چه کنیم و نمی توانیم ،در هر صورت هر چه که هست، دانستن و توانستن یا ندانستن و نتوانستن و یا اصلا ،ندانستن و توانستن به صورت کودتایی یونیزه شده تمام پیکره تن و جان و جهانمان را فرا می گیرد و خود نیز به ناچار یا خود خواسته جزئی از آن ،

شاید ،چون چاره ای نیست و باید زندگی کنیم، یا به زانو در اییم و تسلیم.

 

..................

بیخیال رفیق

 

:بدون پ ن و هر نوع تتمه دیگر

 

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 3:22 توسط کامی| |

بي همگان به سر شود،بي تو به سر نمي شود

                                        داغ تو دارد اين دلم،جاي دگر نمي شود

مگر مي شود تو باشي و اينگونه پيچيده؟يا من اينچنين شتابان؟گويا سراشيبي باغ ارم تندتر از آنيست كه فكرش را بكنيم و در انتهاي را شداديان با انجمادي مسخ گونه ما را به انتظار مي كشند،چه مي توان كرد؟تو گويي نا تواني را با صندلي چرخدارش از بلندا رها كرده اي ،توان واكنش دارد؟جواب آيندگان را كه خواهد داد؟اگر پاسخ خواستند؟اگر گفتند چرا قبل از سقوط به فرجام نينديشيد و چاره؟اگر به بي همتي متهم شديم؟شايد ما نيز بايد به مصداق ان مثل كه:بزن بر طبل بي عاري كه ان هم عالمي دارد منطبق باشيم  و موازي ،اما اگراين فرمول رياضي كه :خطوط موازي همد يگر را هيچ گاه قطع نمي كنند ،نقض شده و خطوط و من و تن با  بيرون ،برخورديم چه؟فرداها به جاي خود .......

شرابي كه از ابتداي خلقت به كام ريخته ايم گويا تا روز آخر مخمورمان نگاه خواهد داشت.........

محمد ،تو و پيشينيانت انسان را به چه مي خوانديد و از چه بر حذر؟

تحريف تاريخ آيا بر شما و نمادهاتان نيز مستولي گشته ؟يا..........

 

پ ن:عليزاده در كادري از بم فرو ريخته همچون..... ،مي نوازد و شجريان:

برسان باده که غم رو نمود اي ساقي                                          

                                           اين شبيخون بلا باز چه بود اي ساقي

............

نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 1:5 توسط کامی| |

باشد چرخ گردون،تو نيز با ما اينگونه باش.................

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:56 توسط کامی| |

یک تصادف کوچک!!! علاوه بر هزینه چند میلیونی باعث شده ان مثل سواره از پیاده خبر ندارد در من بیدار شود و طنین انداز............

بگذریم

یادم می آید چندین سال پیش در چنین روزهایی دوران آموزشی خدمت و فرا گیری فنون نظامی را می آموختم که کمی پیچیده نیز بود علی الخصوص در گرمای کشنده کرمان

خبردار.ایست.بدو رو.رژه.به چپ چپ .به راست راست و عقب گرد

در چنین روزهایی نیز باز در چنان موقعیتی قرار گرفتم.با این تفاوت که واژه عقب گرد در ذهنم پررنگ تر از همیشه جلوه می کند.

اری عقب گرد کلمه ای که به کرات در این روزها مزه مزه اش می کنیم:

تعرفه برق تا مهر ماه پنج برابر می شود( همچنان چهار الي پنج ساعت از ما رو گردان است)

بلاگر ها و گردانندگان سایتها نیز در ردیف جانیان و قاتلین و ... قرار می گیرند.

در سوپر مارکت ها شمع پیدا نمی شود!!!و چراغ های گرسوز دگر بار در میان محافل متکبرانه خودنمایی می کنند.

روابط خارجی امان گل و بلبل.

صفوف پمپ بنزین متراکم تر از هر روز و اماده انفجار.

ترمیم چندین و چند باره کابینه و اصلاح بافت های اسیب دیده........

ووووو

راستی کی می دونه این فرم هایی که دولت توزیع می کنه برای دریافت مواجب! و به جاش سوبسيدها رو كات مي كنه براي اقشار متوسط به پایین! کجا پخش میشه؟!!

از روزی می ترسم که به ناچار برنج را نیز دانه ای خریداری کنیم!

فرمانده گروهان:(دکتر م.احمدی نژاد)

گروهان  :مردم جامعه

فرمانده گروهان خطاب به حاضرين:قدم رو،بدورو،ايست.به جاي خود و حالا عقب گرد!بدورو  بدوروووووووو

يكي از جمع:قربان ما كه اين راه را سابق بر اين پيموده ايم؟

فرمانده:ساكت.همين كه گفتم،اين تمرينيست براي دفاع و نشان دادن ضرب شصت یا؟؟

دوندگي در جهت عكس ادامه پيدا ميكند (همچنان)

يكي ديگر:قربان بچه ها خسته شدن،توان ندارن،يواش يواش از دست ميديمشونا؟!

 فرمانده :سابق بر اين گفته ام باز هم ميگويم:مي شود و مي توانيم

پ ن:  مي  + توان (چند؟)     يم = به چه قيمت؟چند؟

پ ن: برد شهاب سه در نرمال حالت و بهترين نوع سوخت جامد چقدره فرمانده؟

پس با تمام قوا و رو به پشت :هك هپ هك ،هك هپ هك

موخره:نه تنها این پست بلکه عده ای از حقوقدانان.مجلسیان و دانشگاهیان نیز به موضوع عقب گرد مهر تایید زده اند(کافیست نگاهی به روزنامه ها بیاندازیم)

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 17:4 توسط کامی| |