تبليغاتX
گذشته های متمایل به حال همچنان!!!
گذشته های متمایل به حال همچنان!!!

خاطرات یک ذهن نا آرام

و اندیشه های همچو منی اینسان .شیدا و مستاصل و روان!! در آستانه دو سالگی در محیط مجازی بلاگستان!!

آری خود را به نقد خواهم نشست در دوسالگی نوشته هایم....................

از اردیبهشت هشتاد و شش تا اردیبهشت هشتاد و هشت

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 19:30 توسط کامی| |

قبل از آغاز نگارش از تمامی دوستانی که مرا تا بحال یاری کرده اند سپاسگزارم!

واژه تغییر این روزها و پس از شروع سال جدید تنها کلمه ایست که درگیرش هستم،آری با این که تغییر و چرخش و رفرم، توان زیادی می خواهد و زمانی دراز و تاملی عمیق و خ ***ای بزرگ! اما باز تمام این ها دلیل نمی شود که نادیده اش بگیرم و به آسانی بگذرم.....

خیلی از ساختارهای درونی و برونی ام را باید تغییر بدهم،حتی نوع تنفس در این هوای آلوده پر از دروغ و ریا را......

نمی خواهم رخوت و سستی سراسر وجودم را فراگیرد و از پا بیندازد.

برای من که جایگاهم در حال حاضر طبقه متوسط جامعه است،راه دیگری جز این باقی نمانده،حداقل مطمئنم که در مورد خود شعار نمیدهم:

دیروز،:شعار نمی دهم آزادی سیاسی می آوریم.............

امروز،:شعار نمی دهم نفت را پای سفره مردم می آوریم............

فردا ،:شعار نمی دهم گشت های ارشاد را جمع آوری خواهیم کرد......

 

آری در قلمرویی که محدود به ذهن و جسمم خواهد شد، تغییر ایجاد خواهم کرد و شاید در معدود مواردی هم ارزش هایم به ضد ارزش و بالعکس مبدل گردد.........

نمی دانم ،زمان مشخص خواهد کرد......

روابط اجتماعی بازتر،ذهنی کنکاش گر تر،زبانی جسورتر،تفریحاتی متنوع تر و ماندگار تر و خاطراتی زیبا تر و در نهایت کــــــــــــــــــــــــــــــــامیـــــــــــــــــــــــــــارتــــــــــــــر!!

اینها آنهاییست که در ذهنم غوطه ورند.

 

نمی خواهم بمانم و بگندم،باید رفت،آری باید رفــــــــــــــت

کتابی خوانده بودم با عنوان:

محمود ، پنج شنبه ها درکه

و

حال

خود

می گویم:

کامیار ، جمعه ها ، توچال !!

 

راستی کسی پیشنهادی ندارد؟(شاید راهکارهایی باشد که شما بدانید و من نه!)

 

 

 

 

 

پ ن: تا یادم نرفته این را بگویم که معنای سال اصلاح الگوی مصرف را به تعبیر آقای خامنه ای را نیز فهمیدیم!بدین مضمون که به اداره مطبوعمان بخشنامه شده که، 50 نفر از پرسنل قراردادی با پایان فروردین باید تعدیل(همان اخراج خودمان!!) گردند.

این نیز عیدی آقایان

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 0:16 توسط کامی| |

باران همچنان می آید

می آید و می شوراند

می شوراند هر آنچه در من هست و نیست....................

 

طبق روال قبل،بگذریم رفیق...

 

 

پ ن: شرمنده تمامی رفقایی که فرصت سر زدن به آنها در حال حاضر مهیا نیست، قول می دهم در اولین فرصت.....

نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 20:58 توسط کامی| |
برگشتم و دلم عجیب گرفته است(دغدغه ها نمی گذراند از راه برسم و بعد شروع کنند...........)

چرایش را نمی دانم

یاس فلسفی با شروع بهار و رویت این شهر کذایی در دلم جانی تازه یافته است..............

 

(خیالات و اوهام و فرداها کمی راحتم بگذارید.خسته شدم)

اه ه ه ه ه ه ه

نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 2:17 توسط کامی| |

نارین قلعه میبد با قدمتی ۴۰۰۰ ساله

 بدون شرح...

 

هنوز در سفرم.....!

 

پ ن: آقایان سران قوا اگر یادتان باشد سی سال پیش در چنین روزی رفراندومی برقرار شد با این عنوان که جمهوری اسلامی .آری یا خیر. حال امکان برگزاری چنین رفراندومی وجود دارد آیا؟؟(لا اقل برای نوعی وزن کشی!)

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 1:6 توسط کامی| |

یه جورایی دارم خودم رو با خودم وفق می دم

گفته بودم.عید و تعطیلاتش بهانه خوبین برای این کار

شاید مقطعی باشه

چه کسی می دونه؟

دیدارهام رو تموم کردم و امروز آخرین روز شیفت کاریم بود و از فردا آزاد باش و آف کامل!!

جمعه عازمم.این سری برعکس دفعات قبل که مقصدم شمال بود و در انتها رشت و لاهیجان و انزلی.....(تا اطلاع ثانوی پای رفتن و نای دیدن این ناحیه پر خاطره رو ندارم)

آره .مسیرم اینجاهاست:قم -کاشان-یزد-کرمان

می خوام برم به سمت کویر و ببینم شنها چطور همیگر رو بی هیچ منتی سالهاست که در آغوش کشیدن و ما نمی تونیم...........................

تا نزدیک به یک هفته نخواهم بود در این دنیای مجازی

همچنان تلفیق زمان و مکان در اذهانتان و خاطر موسمیتان آرزویم است

تا آینده............

 

نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 1:26 توسط کامی| |