|
اهمال چند روزه ام هیچ توجیه موجهی نداره و شاید تنها بهانه ای که کمی از بار عذاب وجدان مستولی برخود بکاهه می تونه این باشه که:روزهای پایانیه ساله و مشغله های خاص خودش ‚باری..... 1- علیرغم میل باطنیم بالاجبار چزئی از ناظرین بر انتصخابات بودم در شمال تهران و شاهد حضورتهرانی ها برای شرکت در رای گیری و خیلی دوست داشتم توجیهات هر فرد رو برای رای دادن و دلایل انتخاب شخصی که برگزیده است‚و تا72 ساعت مشغول نظارت ارا بودیم(دلیل اصلی اپ نکردن مورد اشاره دوستان)و شاهد این نکته تلخ که طبق روال سالهای گذشته ‚جناح به اصطلاح ‚اصولگرا!!(تعرف اصول از دید آقایان چیست؟)با آرای شکننده منتصخب هستند‚خودم هم که.............. 2-تعطیلی همزمان تعداد ی زبان گویای جامعه ‚خصوصا نشریه تخصصی هفت در بهت و حیرتم فرو برد و اینکه هنوز میشود و می توانیم رعایت می شود و به یاد جمله اخیر وزیر محترم ارشاد افتادم که کتاب های موجود در کتابخانه ها و کتاب فروشی ها نیز بازبینی شده و کتابهای مشکل دار(از چه نوعی؟؟)جمع آوری خواهد شد.... 3 بیست و نهم اسفند ماه با تمام حواشیش برایران و ایرانی گرامی و یاد یگانه مرد معاصر :دکتر محمد مصدق گرامی تر و سلام بر او باد.... 4-جنب و جوش مردمان شهر در کوچه و خیابان نشان از چیزی دارد که بنا بر شواهد موجود و هرچند به سختی بهار می نامیمش که نشانگر احیای دم در کالید زمین است و موید تازگی و طراوت در جاندار و بی جان!تماشای حاجی های فیروزی که مسخره وار بنا به احتیاجات مادی و نه بر مبنای ورود بهار ازپشت شیشه خودرو به خنده ات وامیدارند.....‚حالا نوع خنده اش مشخص نیست‚پوزخند؟زهرخند؟یا........ خیلی مختصر :نوروز ایرانی و آریایی را بر توی ایرانی تبریک و تمامی دوستیهایت قرین فزونی...... راستی آقای احمدی نژاد عیدی نوروزی: بنزین لیتری چهارصد تومانی تبصره سیزدهیت نیز به کسانی که منتخبشان هستی مبارک!(به قول خودت:میشود و می توانیم) + نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 8:27 توسط کامی |
|
| ||||||