|
جویبارترین فصل مژگان ها آغاز شد و ستارگان به هق هق افتادند,در صمیمانه کبود گلایه بوته های عاطفه چه مناسبند و چه زیباست دردهای اساطیری بشر,هنگامی که نگارش آخرین کتیبه های ماورایی را نگاه می کند و من در فقیر ترین محله واژه گان هستم. برنامه تور به تعویق افتاد! ,دلایلی چون:عدم هماهنگی منسجم با دوستان,نبود وسیله نقلیه مناسب ووووو اخر هفته این هفته نیز درگیر مسئله ای هستیم بسیار حائز اهمیت!! به نام:رای و رای گیری.... درچند پست جاری به مرور اخرین کیسی رو که با جنس مخالف!داشتم می نگارم و این موضوع تکمله ایست بر چند پست ماههای ماضی که این بعد من رو مختومه اعلام خواهد کرد!:سال هشتاد و دو ,خدمت سربازی من تموم شده و مجروح از زخمی که (س)در من ایجاد کرده اوقات فراغت بیشتری را در دنیای مجازی و طبعا به اقتضای سن چت و مسنجراختصاص دادم,در چنین ایامی بود که فارغ از هرگونه احساسات با (ب) آشنا شدم ,او کسی بود که لااقل در گام اول و در نوشتار مکمل خوبی برام به شمار می رفت:بحثهای جتماعی و دغدغه های مشترک و راهکارها,فلسفه,هنر,تئاتر,کتاب و... اشتراکاتمان بود چند ماهی امتدادش دادیم تا اینکه......... ادامه دارد گذر زمان به اجبار متونم رو در فضای مجازی بلاگفا به یکسالگی رسوند و خودم رو می خوام به نقد و چالش بکشم. پ ن : بدجور برای خودم دست نیافتنی شدم + نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 0:29 توسط کامی |
|
| ||||||